تبليغاتX
یاشیل مرند
 

مرگ انسانیت

 

 

 اینجا زمین

 

مصلوب تاریکیست

 

و شهر شانه هایش

 

خسته از سنگینی جنازه هاست

 

آوایی نیست

 

مگر

 

هلهله کرکسان لاشخوار

 

که مرگ

 

آخرین بازماندگان قبیله انسان را

 

به جشن نشسته اند.

 

و در این گورستان

 

شاعری تک و تنها

 

می خواند

 

غمگنانه ترین آوازهایش را

 

برای خودش...

اسماعیل پناهی (همایی مرندی)


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 10:58 موضوع اشعار همایی | لینک ثابت


تقدیم به خاک تشنه و روح و روان درختان سربریده و باغات نابود شده مرند


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 16:39 موضوع | لینک ثابت


شعر

ای مرند ای شهر غریب

 

سي و شش سال از سبزترين بهارهاي  عمرم را در كوچه و پس كوچه هاي

اين شهر بدستان سرد و بي مهر پائيز سپرده ام و كودكيم را در كوچه هاي

ديروز و در لابه لاي هزاران  آرزو ي  نرسيده گم كرده ام و اينك برگ زرد پائيز را

مي مانم كه ديگر براي افتادنم از درخت عمر چيزي نمانده تا در زير پاي

رهگذران قصه عمرم  براي هميشه پايان پذيرد.

اما با همه خستگي نااميد نشده و يكبار ديگر آرزوهاي تكراري خود را تكرار

ميكنم تا زندگي تكراريمان خالي از لطف نباشد.


آرزوهاي تكراري 

 

اي مرند

 اي شهر غريب!

 

از نگاه خسته ات

 

مي خوانم مظلوميتت را

 

و بر دوش دارم

 

سنگيني

 

نگاه ...

 

مسافرانت را

 

اي باغ شهر من !

 

كدامين دست

 

سربريد

 

درختان سبزت را ؟

 

و چه خاليست

 

سبدهاي  چوبي امروز

 

از  زردآلوهاي زرد

 

و گلابيهاي شيرين  ديروز

 

كجا ماندند؟!

 

سيبها و گيلاسهاي سرخت

 

كه امروز

 

درختان خشكيده ات

 

شرمنده  نگاه

 

كودكان معصومت مانده اند

 

كودكاني كه

 

ديگر

 

قلبي برايشان نمي تپد

 

و دريغ از يك دست

 

كه پاركهاي خاك آلوده

 

و الاكلنگهاي زنگ زده شان را

  

رنگ نوازشي بكشد.

 

باور دارم

 

هرگز

 

دروغ نمي گويند

 

كتابها

 

تو

 

همان

 

شهر

 

ت ر ا ن ز ي ت ي  هستي

 

كه مي رساني

 

آسيايمان را

 

به اروپا  

 

هر چند

 

از جاده سنتوي تو

 

تنها نامي مانده است

 

بر پيشاني يك كارواش

 

در مسير دانشگاه

 

آه اي تنهاترين

 

كه غمگين ناله هاي توست

 

آسمان هفتم

 

ناله هاي حزين تاريخت

 

كه از زير

 

 آوار قلعه ريخته ات

 

زبانه مي كشد

 

مانداگارانا

 

حصار شرفمان بود و

 

نشان صلابتمان

 

اي شاعرانه ترين شهر!

 

كجاست شاعرانت

 

دلسوختگانت كجايند

 

تاشايد

 

زخمهاي كهنه ات را

 

مرهمي بسازند

 

از واژگان


 


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 16:32 موضوع اشعار همایی | لینک ثابت


آتش عشق


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت


آتشي در نيستان

 

 یک شب آتش در نیستانی فتاد             سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

 

شعله تا سرگرم کار خویش شد            هر نی ای شمع مزار خویش شد

 

نی به آتش گفت که این آشوب چیست؟    مر تورا زین سوختن مطلوب چیست؟

 

گفت آتش بی سبب نافروختم                دعوی بی معنیت را سوختم

 

زان که می گفتی نی ام با صد نمود          همچنان در بند خود بودی که بود

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است          درد بی دردی علاجش آتش است

                                                                     

  شعر:مجذوب تبريزي (علیشاه)


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 10:58 موضوع مطالب متفرقه | لینک ثابت


شعر

 

 

 

 

آه ای پرستو

 

ای  بی  خبر از  آتش  تند غم  پنهانی ام

 

باور کن اینک بی تو من در اوج سرگردانی ام

 

ای وای از ره می رسد پائیز فصل کوچ تو

 

آه ای پرستو رحم کن بر این دل طوفانی ام

 

بازآ که نقش مرگ را در خود تجسم می کنم

 

در کوچه دلوا پسی در خویشتن زندانی ام

 

نیلوفرانه بی تو در مرداب حسرت مانده ام

 

مجنون چشمان توام از خود چرا می رانی ام

 

هردم بیاد چشم تو ویران ویران می شوم

 

افسوس مي خندد ولي چشم تو بر ويراني ام

 

تقدیر ما را در ازل چون شاه عالم نقش زد

 

زد نقش شوم غصه را بر صفحه پیشانی ام

 

هردم (همایی) چون هما می نالد از هجر شما

 

شاید کنی ترک  جفا وز  دام غم  برهانی ام

 اسماعیل پناهی (همایی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 16:58 موضوع اشعار همایی | لینک ثابت


شعر

مقام شقايق

 

قربانگاه عشقت را

 

اسماعيل منم

 

چاقويت را

 

از من

 

دريغ مدار

 

وصال سبز  تو را

 

مقام شقايق بايد ...

 

اسماعيل پناهي(همايي مرندي)

جاي خالي تو...

 

نگاهت

 

بوي آفتاب

 

و دهانت

 

بوي گلاب مي داد

 

نيامده رفتي

 

از جنس

 

كدامين فصل بودي

 

كه جاي خاليت را

 

بهار نيز

 

پرنمي كند!

    

اسماعیل پناهی(همايي مرندي)


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 16:56 موضوع اشعار همایی | لینک ثابت


http://www.msrt.ir/86News/Image%20Library/_t/tabriz_jpg.jpg

 

227 دانشجوی جدید در دانشکده فنی مهندسی مرند وابسته به دانشگاه تبریز   پذیرش شدند

دانشکده فنی مهندسی مرند وابسته به دانشگاه تبریز همزمان با آغاز سالتحصیلی جدید 227 دانشجوی جدید پذیرش کرد.
به گفته رییس دانشکده فنی مهندسی مرند از این تعداد دانشجو 101 نفر در سه رشته کاردانی و 126 نفر در سه رشته کارشناسی ناپیوسته مشغول به تحصیل شده اند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه تبریز، مهندس رحیم جمیری رشته های مقطع کاردانی این دانشکده را عمران نقشهبرداری ، عمران ساختمانهای بتنی و عمران کارهای عمومی ساختمان اعلام کرد و گفت: هم اکنون سه رشته کارشناسی ناپیوسته  شامل مهندسی تکنولوژی ساختمان، مهندسی تکنولوژی  نقشه برداری و مهندسی تکنولوژی عمران نیز در این دانشکده دایر می باشد.
وی تعداد کل دانشجویان این دانشکده را 428 نفر عنوان کرد و گفت: از این تعداد 202 نفر دانشجوی مقطع کاردانی و 226 دانشجوی مقطع کارشناسی ناپیوسته تشکیل میدهند.
به گفته وی دانشکده فنی مهندسی مرند از سال 1374 زیر نظر دانشگاه تبریز فعالیت خود را در این شهرستان آغاز کرده است.


 

نوشته شده توسط اسماعیل پناهی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت